يک مقوله لعنتی

 


[هرگونه تفسیر سیاسی از این متن کج فهمی و کج اندیشی خواننده را می رساند]

واقعا مستراح چیز عجیبی است. حالا چرا این اسم را برایش گذاشته اند، هیچ کس نمی داند ولی حتما همه آن را با عمق جان درک کرده اند. مستراح از آن مقوله هاست که تعریفی نیست و بیشتر توصیفی است. البته عده ای پا را فراتر گذاشته اند و مدعی هستند که مقوله ای است شهودی و دست یابی به ذات آن امری است لاممکن. به عدد نفوس خلق می توان برایش شهودی داشت. به هر ترتیب صحبت از آن در میان خلق امری بد است ولی انکارش هم مجدد لا ممکن است. هر طیف آدمی چه راست، چه چپ، چه محافظه کار، روشنفکر، فیلسوف، عالم، هنرمند، قشر مرفه، قشر آسیب پذیر و الی ماشاالله در این امر متفق القول اند و از کمتر مواردی است که اختلاف در آن به حداقل می رسد. حالا ممکن است شکلش کمی فرق کند ولی در اصلش هیچ مناقشه ای نیست. همه این ها به کنار ولی همین مکان، گاهی آدم را کفری می کند و مجبورش می کند که لعن و نفرین کند، خودش را و باعث و بانی اش را:

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»
لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.

 

     ٤ آذر ۱۳۸٦

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب

 

من نامه:

 
 
«لوتي ها هم بلدند بنويسند. قلم هاشان چاقوست و ورق هاشان پوست. آيا کسي هست که امضا بخواهد؟»
 
  صاحب امضا: حامد تأمّلي
   
h.taammoli[at]gmail[dot]com
http://www.facebook.com/taammoli
h_taammoli
   
 
 

سياهه جات ماضيه:

 
  از خط خارج شدگان
هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف
عشق دخترکان دم بخت
دردنوشته های یک مستند ساز
روغن نباتی بهداشتی
ما 15 نفر بودیم
نیازمندی ها(2)
یک عاشقانه آرام: «مترو متشکریم»
یکی بود یکی نبود
اومانیسم با طعم فرانسوی
بیست حق مسلم خوار برادری
شما مرده اید, جناب!
زیبایی یک امر نسبی است
عمو سیبیلو رفت سفر!
یک جور فحش ناموسی
 
 

شکّر سخنان:

 
 

 ::شيرين سخنان::

رويا صدر (بي بي گل)
نسيم عرب اميري (طنز ،کاغذ،‌قيچي)
پوپک صابري فومني (گلنسا)
ارمغان زمان فشمي
گيتي صفرزاده (غير از رو به رو)
زهرا دري (پاييز)

 ::فرهاد سخنان::

ابوالفضل زرويي نصرآباد (ملا)
سيد ابراهيم نبوي
رضا رفيع (کمي تا قسمتي جدي)
سيد علي ميرفتاح (کرگدن)
ناصر فيض (املت دسته‌دار)
راشد انصاري (خالو راشد)
سيد علي ميرافضلي (وقايع ابن محمود)

عليرضا مجابي (عکس فوري!)
فرهاد حسن‌زاده
اسدالله امرايي (از زبان ديگران)
جلال سميعي(و غيره ...)
طنزهاي يک اميد مهدي‌نژاد
ناصر خالديان (نقطه ته خط)

مهدي استاد احمد (به هيچ عنوان)

مهرداد صدقي (کلپاسه)
عليرضا لبش (لبشخند)
عبدالله مقدمي (صعب روزي...)
محمد رازقي (خاگينه)
فاضل ترکمن (خواجه فاضل تهراني)
محمود فرجامي (باران در دهان نيمه باز)
مهدي فرج‌اللهي (کاريکلماتور)
تنظ نبشته هاي ارژنگ  حاتمي
عباس  حسين‌نژاد (صندلي)

رضا ساکي (عبيد شاکي)
حسین ناژفر (تلخ و شیرین، گاهی ملس)
پوريا عالمي (انگار نه انگار)
سعيد سليمان‌پور (بوالفضول الشعرا)
رند عالم سوز
حسام الدين مقامي کيا
عباس احمدي (پا برهنه)
خليل جوادي
نيما دهقاني (صيد قزل‌آلا در اينترنت)
نادر ختايي (آبيانه‌ها)

حامد مراديان (هامش)
علي زراندوز (استعداد درک نشده!)
حسن احمدي فرد (خانه خلوت من)
سعيد ترشيزي
بهمن مهران (دست دوم)
همايون حسينيان (منبع موثق)

 ::طنز نگاران::

مجيد خسروانجم
توکا نيستاني(توکاي مقدس)
وحيد نيک گو (هفت)
بزرگمهر حسين پور(بزي کارتون)
نیک آهنگ کوثر
نازنين جمشيدي
محسن ملکي

 
 

نقل و نبات:

 
 

 
 

به هم وصليم:

 
 

دلتنگيهای نقاش خيابان ۴۸ام
لُباب
از تهي سرشار
تأمّلات
تأملات‌مسلحانه‌ى‌من
ياس آرام
سنت مآب
حرف های بی ربط
دروس آموخته
بازی
من، بی‌نقاب
صين
Moussa Hashemzadeh
در اندیشه ی ...
رند بازاری
مه‌ديده
تلنگر
افيون
حرف آخر
روزنگار يك معلم
توقف، انديشه، حركت
ماه ناتمام
لحظه‌هاي كال
ول شدگان
من بي او
مه‌سان
يك روز
زندگینامه
کشتی نوح
به خدا زیادمان است
قصیده نه، غزل شاید
اندکی صبر سحر نزدیک است
دست نوشته های من
سپيدار
يادم باشد که ...
mofidnews
خاک
یادداشت های قایمکی
زمين بی درخت
معقولات
برادرانه
نوشتن و دیگر هیچ
اکونومیست
آخرین مسافر
نرگسانه
پیشی درون
حرفای یه یاغی
بیکارالدوله
نا آرام

 


 RSS 2.0