کارگاه آموزشی(امتحان)

 


امتحان پایان ترم در 24 ساعت
یا
چگونه در 24 ساعت بی وجدان شویم؟

دانشجو‌ها ذاتا چند دسته اند. عده ای مثل بچه آدم از ابتدا در کلاس‌ها شرکت کرده، تمرین‌ها را به موقع تحویل می دهند، میان ترم و کوئیزها را با نمره خوب پشت سر گذاشته، پایان ترم را با طیب خاطر داده و با نمره خوبی درس را پاس می کنند.
عده ای دیگر در کلاس‌ها شرکت می کنند ولی تمرین‌ها را کُپ می زنند، کوئیزها و میان ترم را شب قبلش خوانده و می گذرانند، چند شب قبل از پایان ترم عزم جزم کرده و امتحان را خوب می دهند و با نمره متوسطی پاس می کنند.
عده سوم کلاس نمی روند، تمرین‌ها را کُپ می زنند، کوئیز‌ها و میان ترم را به زور می گذرانند ولی شب قبل امتحان پایان ترم چنان می خوانند که درس بالاخره پاس می شود.
اما دسته چهارم عده ای هستند که کلاس نمی روند، تمرین‌ها را نمی دهند، کوئیز و میان ترم‌ها را شرکت نمی کنند و فقط به امید پایان ترم هستند.
این دسته آخر خود دو دسته اند: یا برگه امتحانی را سفید تحویل داده و از هم اکنون دنبال یک استاد بهتر برای ترم بعد می گردند و یا ... .
ما در این کارگاه می خواهیم در مورد این و یا ... صحبت کنیم. برای اینکه جزو دسته و یا ...‌ها باشید باید به نکات زیر توجه کرده و مو به مو اجرا کنید. البته پیشا پیش متذکر می شویم که این راه تا کنون بدون عیب و نقص جواب داده است ولی به هیچ وجه از شما نمی خواهد که خلاقیت را کنار گذاشته و خود را در قید و بند این راه قرار دهد. هر کسی می تواند راه خود را داشته باشد و برای پاس کردن یک درس هزار راه وجود دارد:


فاز اول: (شب قبل از امتحان)
- نکته اول که بسیار نیز حائز اهمیت است این است که باید وجدانتان را زیر پا بگذاریدو برای این کار نفس عمیقی کشیده، به هدف متعالی خود که همانا پاس کردن درس مورد نظر است، فکر کنید و مدام زیر لب زمزمه کنید : «من باید این درس رو پاس کنم. به هر قیمتی که شده.» این ذکر را ده مرتبه تکرار کرده و پای خود را هر بار پنج مرتبه به زمین بکوبید.
- حال وجدان شما پایمال شده و شما آماده هستید. فقط توجه کنید که بزرگترین آفت در این مواقع عذاب وجدان قبل از عملی است که می خواهید انجام دهید. اگر احساس کردید که دارد به سراغتان می آید باز ذکر فوق را تکرار کرده و هر نیم ساعت یکبار آن را بگویید. ترجیحا دائم الذکر شوید، مطمئن تر است.
- حال یک مداد نوکی 0.5 میلیمتری برداشته و سعی کنید روی کوچکترین کاغذی که می توانید یدا کنید فرمول‌های امتحانی و نکات مهمی را که شاید در امتحان بیاید را بنویسید. توجه کنید که تکنولوژی این کار بسیار  پیشرفته بوده و نانو تکنولوژی نام دارد و فقط تحت انحصار چند کشور است من جمله ایران .


فاز دوم: (هنگام امتحان)
- اگر برای نشستن در جلسه امتحانی مختار هستید سعی کنید کنار دستیتان از جنس مخالف شما باشد. ترجیحا هم رشته ای باشد و از آشنایان وگرنه سریعا آشنا شوید. (این کار را که خوب بلدید!)
- طوری بنشینید که روی برگه جلو دستیتان مشرف باشید.
- فراموشتان نشود که هنوز باید وجدانتان پایمال بماند و باز ذکر را بگویید.
- چند تا از فرمول‌ها را روی دسته صندلی بنویسید.
- وقتی برگه امتحانی را کنار صندلی گذاشتند با پایتان سعی کنید برگردانیدش تا زودتر سوالها را خوانده و از دوست! بغل دستیتان بپرسید و روی دسته بنویسید. (ذکر فراموش نشود!)
- هنگام امتحان اگر سوالی پیش آمد از دوستتان! بپرسید. (البته وقتی که مراقب حواسش به شما نبود.)
- هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید و حتی اگر شده شعر و خاطره بنویسید و پرش کنید. شاید استاد وجبی نمره داد. خدا را چه دیده اید!

فاز سوم: (بعد از امتحان)
- سریعا از دوست خلاف جنستان تشکر مبسوطی به عمل آورید و بعدتر‌ها از خجالتش در آیید.
- اگر امتحان را گند زده اید از فردای همان روز لباس سیاه پوشیده و پشت در استاد مربوطه اطراق کرده و وقتی استاد را دیدید، داستان زیر را برایش تعرف کنید:
استاد ببخشید. پدرمان فوت کرده بود(حدالامکان نمونه جعلی یک ترحیم نامه را نشانشان دهید) و مادرمان دارد دق می کند. البته داشتم ازدواج می کردم که سر سفره عقد بین خانواده‌ها دعوا شد و پدرم سکته کرد و مرد. عروسیمان عزا شد. همین شد که امتحان را خراب کردم.
(معمولا این کار جواب می دهد)
- اگر نشد دست به دامن دوست مشترک خود و دستیار استاد شوید که کارتان را راه بیاندازد.
- در انتها اگر باز جواب نگرفتید، این درس را بی خیال شده و همین روند را برای درس بعدیتان اجرا کنید و برای درسی قبلی روی ترم بعد حساب باز کرده و خوب بخوانید. امیدواریم که موفق شوید.
راستی نگران وجدانتان نباشید. آنقدر لگدمال شده است که دیگر به دردتان نمی خورد. بهتر است به ذکر گفتن ادامه دهید. شما دیگر و یا ... ی شده اید.

 

     ۱٦ خرداد ۱۳۸٦

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب

 

من نامه:

 
 
«لوتي ها هم بلدند بنويسند. قلم هاشان چاقوست و ورق هاشان پوست. آيا کسي هست که امضا بخواهد؟»
 
  صاحب امضا: حامد تأمّلي
   
h.taammoli[at]gmail[dot]com
http://www.facebook.com/taammoli
h_taammoli
   
 
 

سياهه جات ماضيه:

 
  راه اندازی سایت حالنامه
تعطیلی این وبلاگ
کارگاه ورک شاپ!
محفل انس آقایانِ ابجد
اخلاق شهروندی(5)
در این مکان توبه پذیرفته می شود!
ما هفت نفر بودیم
از خط خارج شدگان
هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف
عشق دخترکان دم بخت
دردنوشته های یک مستند ساز
روغن نباتی بهداشتی
ما 15 نفر بودیم
نیازمندی ها(2)
یک عاشقانه آرام: «مترو متشکریم»
 
 

شکّر سخنان:

 
 

 ::شيرين سخنان::

 ::فرهاد سخنان::

 ::طنز نگاران::

مجيد خسروانجم
توکا نيستاني(توکاي مقدس)
وحيد نيک گو (هفت)
بزرگمهر حسين پور(بزي کارتون)
نیک آهنگ کوثر
نازنين جمشيدي
محسن ملکي

 
 

نقل و نبات:

 
 

 
 

به هم وصليم:

 
 

دلتنگيهای نقاش خيابان ۴۸ام
لُباب
از تهي سرشار
تأمّلات
تأملات‌مسلحانه‌ى‌من
ياس آرام
سنت مآب
حرف های بی ربط
دروس آموخته
بازی
من، بی‌نقاب
صين
Moussa Hashemzadeh
در اندیشه ی ...
رند بازاری
مه‌ديده
تلنگر
افيون
حرف آخر
روزنگار يك معلم
توقف، انديشه، حركت
ماه ناتمام
لحظه‌هاي كال
ول شدگان
من بي او
مه‌سان
يك روز
زندگینامه
کشتی نوح
به خدا زیادمان است
قصیده نه، غزل شاید
اندکی صبر سحر نزدیک است
دست نوشته های من
سپيدار
يادم باشد که ...
mofidnews
خاک
یادداشت های قایمکی
زمين بی درخت
معقولات
برادرانه
نوشتن و دیگر هیچ
اکونومیست
آخرین مسافر
نرگسانه
پیشی درون
حرفای یه یاغی
بیکارالدوله
نا آرام

 


 RSS 2.0