چرا بايد هاشمی؟

 


 

آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته

 

 

هر چه با خود نشستم و دو دو تا چهارتا کردم، دیدم که بهتر است به هاشمی رای دهیم. حالا بگویید چرا؟ خُب عرض می کنم خدمتتان:

 

1-      حتما در زندگیتان برای یک بار هم که شده با بروکراسی اداری برخورد کرده اید. در این مواقع چه چیز دادرس ارباب رجوع است؟ هیچ چیز جز یک آشنا. که کار دو ساعته را 5 دقیقه ای برایتان انجام دهد. حال عالیجناب سرخ پوش ما. اگر رییس جمهور شوند مطمئنا به علت اقوام، فامیل، دوست، و آشنایانی که در جای جای سیستم مملکتی دارند کار مملکت را سریعتر جلو می برند.

 

2-      به هر پیر زن یا پیرمردی که در صف شیر ایستاده است، وقتی بگویی وضع جامعه چطور است؟ می گوید:«گرانی» وقتی می گویی تقصیر کیست؟ می گوید:«هاشمی» و باز می گویی چرا؟ می گوید:«برای اینکه هر چی می خری نصفش می ره تو جیبه اون.» پس با این اوصاف اگر نصف بهای هر چیزی اعم از کره، تخم مرغ، شیر و ... تا پسته، فرش و نفت در جیب ایشان جمع می شود. پس نصف خزانه ارزی مملکت پیش ایشان است که چه بهتر که با بازگشت ایشان به مسند ریاست جمهوری این مال هم به زخمی از این مملکت برسد.

 

3-      امام جمعه موقت تهران گفتند باید به کسی رای دهیم که وقتی به چهره اش نگاه می کنی یاد خدا بیافتی. خُب وقتی به چهره هاشمی هم نگاه می کنی یاد خدا می افتی. البته به طور غیر مستقیم. حال بگو چطور؟ آیا در خشکی هم می شود که یک نوع آبزی ....(این قسمت به علت مسائلی مانند شیشه نوشابه و غیره سانسور شده است). بعد می گویی عجیبا غریبا. کار خدا را ببین. بعد تازه می فهمی که آیتی از آیات خدا را دیده ای و یاد خدا می افتی.

 

4-      آمریکا باز می گوید که می خواهد به ایران حمله کند. اینبار مصمم تر هم هست. خُب اگر عقل سلیمی داشته باشی می گویی. بعد از جنگ کلی خرابی به بار آمده است و باید سازندگی صورت گیرد. می گردی بین آدم های با تجربه و کسی را پیدا نمی کنی جز سردار سازندگی. حال با هم فکر کنیم. بهتر نیست از ابتدای جنگ خود ایشان رییس جمهور باشد که بعد از آن هم شرایط را تحت کنترل قرار دهد. خدا را چه دیدی شاید آمریکا را هم راضی کرد با هم دوست و برادر شویم.**

 

5-      هر که نداند ما که خود خوب می دانیم. ایشان رییس تشخیص مصلحت نظام است. پس چه کسی بهتر از ایشان مصلحت ما را می داند. هر چه ایشان بگویند به صلاح ماست. ایشان چون پدری مهربان و دلسوز جمهوری ما را ریاست خواهند کرد.

 

6-      اصلا فکر کنید دلیلی نداریم برای اینکه به ایشان رای دهیم. با برهان خُلف به آن می رسیم که باید به ایشان رای دهیم. بینی و بینک شما می خواهید به لاریجانی، یا ولایتی یا معین یا احمدی نژاد یا برادر رضاعی! یا کروبی یا ... رای دهید؟ البت این دلایل فقط برای انسان های سلیم العقل است.

 

7-      اگر این 6 مورد شما را قانع نکرد، رای ندهید. ولی بدانید که آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری پاته. حال اگر می خواهید نامتان را در تاریخ ثبت کنید به ایشان رای بدهید چون چه بخواهید چه نخواهید می آیند و رییس می شوند. از ما گفتن بود و حال از شما .....

 

 

**می دانید که آقای هاشمی جدای از مسئولیتهای ظاهری که تا کنون داشتند مانند ریاست جمهوری، ریاست تشخیص مصلحت نظام و ... ساقی خوبی هم هستند. در جامشان هم جز زهر هیچ چیز دیگری سِرو نمی کنند. آن از جام زهری که به امام تعارف کردند و در آینده که گویا دارند جامی دیگر محیا می کنند.

 

     ٤ اسفند ۱۳۸۳

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب

 

من نامه:

 
 
«لوتي ها هم بلدند بنويسند. قلم هاشان چاقوست و ورق هاشان پوست. آيا کسي هست که امضا بخواهد؟»
 
  صاحب امضا: حامد تأمّلي
   
h.taammoli[at]gmail[dot]com
http://www.facebook.com/taammoli
h_taammoli
   
 
 

سياهه جات ماضيه:

 
  راه اندازی سایت حالنامه
تعطیلی این وبلاگ
کارگاه ورک شاپ!
محفل انس آقایانِ ابجد
اخلاق شهروندی(5)
در این مکان توبه پذیرفته می شود!
ما هفت نفر بودیم
از خط خارج شدگان
هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف
عشق دخترکان دم بخت
دردنوشته های یک مستند ساز
روغن نباتی بهداشتی
ما 15 نفر بودیم
نیازمندی ها(2)
یک عاشقانه آرام: «مترو متشکریم»
 
 

شکّر سخنان:

 
 

 ::شيرين سخنان::

 ::فرهاد سخنان::

 ::طنز نگاران::

مجيد خسروانجم
توکا نيستاني(توکاي مقدس)
وحيد نيک گو (هفت)
بزرگمهر حسين پور(بزي کارتون)
نیک آهنگ کوثر
نازنين جمشيدي
محسن ملکي

 
 

نقل و نبات:

 
 

 
 

به هم وصليم:

 
 

دلتنگيهای نقاش خيابان ۴۸ام
لُباب
از تهي سرشار
تأمّلات
تأملات‌مسلحانه‌ى‌من
ياس آرام
سنت مآب
حرف های بی ربط
دروس آموخته
بازی
من، بی‌نقاب
صين
Moussa Hashemzadeh
در اندیشه ی ...
رند بازاری
مه‌ديده
تلنگر
افيون
حرف آخر
روزنگار يك معلم
توقف، انديشه، حركت
ماه ناتمام
لحظه‌هاي كال
ول شدگان
من بي او
مه‌سان
يك روز
زندگینامه
کشتی نوح
به خدا زیادمان است
قصیده نه، غزل شاید
اندکی صبر سحر نزدیک است
دست نوشته های من
سپيدار
يادم باشد که ...
mofidnews
خاک
یادداشت های قایمکی
زمين بی درخت
معقولات
برادرانه
نوشتن و دیگر هیچ
اکونومیست
آخرین مسافر
نرگسانه
پیشی درون
حرفای یه یاغی
بیکارالدوله
نا آرام

 


 RSS 2.0