هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف

 


اهداف تشکیل هر نوع تشکیلاتی بسته به آدم هایی که دور هم جمع می شوند تا آن را راه اندازی کنند، بسیار می تواند با هم فرق داشته باشد. مثلا «جمعیت حفظ آزادی فکری پلانگتون ها» با «انجمن حمایت از حقوق زنان کامیون دار» قطعا با یکدیگر فرق می کنند و نمی توان آنها را در یک دسته قرار داد. با این وجود یک نقطه اشتراک غالبا در تمامی این نوع تشکیلات وجود دارد:


1-عده ای دور هم جمع می شوند.
2-تصمیم می گیرند چیزی را نجات دهند.
3-خودشان گرفتار همان چیز می شوند.
4-حتی خودشان را هم نمی توانند از دست چیز نجات دهند.
5-تشکیلات جدیدی برای همان چیز جدید راه اندازی می کنند.
6-برو به یک.


حال می خواهیم به انواع تشکیلات بر اساس اینکه چه چیزی را می خواهند نجات دهند بپردازیم:


تشکل های نجات نوع بشر: در این تشکل ها غالبا سوپرمن ها، بتمن ها، پوریای ولی ها، تختی ها و ... فعالیت می کنند. آنها معتقد هستند که همه مردم جهان در خطرند و باید آنها را نجات داد. از لحاظ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، شعوری، فهمی، درکی و ... . بطور قطع آنها از نخبگان و بیش فهم ترین افراد جامعه هستند که عاری از هرگونه خطا و کج روی می باشند. وظیفه اصلی آنها هدایت و نجات بشر است و امری است اجباری و بشر حق انتخاب ندارد و حتما باید نجات یابد.


تشکل های نجات نوع حیوان:  در این نوع از تشکیلات دیگر دغدغه نوع بشر وجود ندارد. انسان نوعی موجود خونخوار تعریف می شود که حق حیوانات را خورده است. آنها معتقدند گربه ها و سگ ها باید به انسان ها قلاده ببندند چون به مراتب وحشی ترند. انها اعتقاد دارند که انسان ها دیگر مشکلی ندارند. نه فقری هست و نه اعتیادی و از آنجا که هیچ انسانی در آفریقا از گشنگی نمی میرد و هیچ جنگی در افغانستان و عراق و دیگر نقاط مختلف جهان وجود ندارد و نوع بشر بسیار به رفاه و آرامش و امنیت رسیده است حالا وقت آن است که به حقوق حقه حیوانات رسیدگی شود. حق بیمه درمانی، بیمه بیکاری، مسکن، خوراک و پوشاک، حق انتخاب آزادانه همسر، برگزاری انتخابات آزاد برای انتخاب رییس جنگل و درآمدن از زیر یوغ شیر -سلطان جنگل- و ایجاد جنبش های ضد امپریالیستی و بورژوازی توسط پوروتالیای حیوانی از دغدغه ها و اهداف این گونه تشکل هاست.


تشکل های نجات نوع زن از دست نوع مرد: این گونه تشکل ها معتقدند موجودات زنده چهار دسته اند: انسان ها، حیوانات، گیاهان و مردها. انسان ها که اشرف مخلوقات هستند و حق حیات اصلی با آنهاست. حیوانات و گیاهان که زبان بسته ها ضررشان به کسی نمی رسد که هیچ، منفعت هم دارند و در نهایت مردها که موجوداتی ددمنش، درنده خوی و چرکین صفت هستند. آنها مدام حقوق انسان ها را پایمال می کنند و از هیچ فرصتی برای ظلم و سیطره بر آن ها چشم پوشی نمی کنند. اینگونه تشکل ها معتقدند مردها را باید به بندگی انسان ها درآورد و از آنها به عنوان بردگانی در اموری مانند آشپزی، سبزی پاک کردن، پوشک بچه عوض کردن، ظرف شستن و .. استفاده کرد. گروهی افراطی از این دسته حتی معتقدند زاییدن طفل و شیر دادن آن نیز باید بر عهده مردها باشد.


تشکل های نجات نوع کودک: آنها معتقدند کودک حق دارد پایش را جلوی بابایش دراز کند و شب ها هم مسواک نزند و والیدن حق ندارند به او چیزی بگویند. اگر چیزی گفتند کودکان حق دارند با شات گان، توپ 106 و یا حتی بمب هسته ای از خودشان دفاع کنند! کودک موجود لطیف و اهلی ای است که به مرور زمان وحشی شده و بالغ می شود. از آن به بعد بسته به جنسیت آنها این نوع از تشکیلات مسئولیت های خود را به تشکل های دیگر واگزار می کند.


تشکل های نجات نوع آزادی: تشکل های کتک خور جامعه. نطفه این نوع از تشکیلات غالبا در زندان ها بسته می شود. چند وقتی در سطح جامعه برای آزادی مبارزه می کنند و آخر هفته ها در زندان جلسات تشکیلات را با صرف آب خنک برگزار می کنند.


تشکل های نجات نوع هم ولایتی: هم ولایتی مثل خانواده آدم می ماند. هم ولایتی کار آدم را زودتر راه می اندازد. هم ولایتی کار آدم را حتی از دور هم انجام می دهد. هر جا هم ولایتی باشد انگار تو آنجایی. این ها همه شعار های تشکیلاتی از این دست است. این تشکل ها بجز هم ولایتی کسی را آدم حساب نمی کنند. باید حقوق هم ولایتی در اولویت قرار گیرد. هم ولایتی می تواند دمار از غیر هم ولایتی در بیاورد و این تشکل ها حامی آنها خواهد بود. برای رسیدن به یک ولایت پاک و عاری باید همه غیر ولایتی ها را در کوره سوزاند، به دار آویخت و یا به دریا ریخت. هم ولایتی به هرجا که برود آنجا ولایت خواهد بود و حق دارد تمام هم ولایتی های خود را با اتوبوس یا هر وسیله نقلیه دیگر به آنجا ببرد. اگر هم ولایتی رییس اداره ای شود تا آبدارچی اش هم باید هم ولایتی شود.


تشکل های نجات نوع ارباب رجوع: ناکارآمدترین تشکل های دنیا همین نوع از تشکیلات است. این نوع از تشکیلات یا وجود ندارد یا باز هم وجود ندارد. ارباب رجوع یک نوع موجود است و نمی توان به هیچ وجه من الوجوهی در مورد ماهیت آن بحث کرد و فقط می شود گفت که این پدیده وجود دارد. این موجود تنها تنابنده روی زمین است که می توان دغ و دلی های خانه، همسر، بچه، گرانی مسکن، شلوغی میادین تره بار، شهریه دانشگاه آزاد دختر و ... را سرش خالی کرد. ارباب رجوع کسی است که کارش یک ماه بیشتر طول کشیده و یا اصلا انجام نشود. این تشکل ها بنا دارند که از این نوع موجودات حمایت کنند دریغ که همین موجودات خود ارباب رجوع چنین تشکل هایی هستند و دور باطل و الی آخر.
 
تشکل های معرفی شده تعدادی از هزاران تشکلی است که هر ثانیه تشکیل می شوند تا عده ای را نجات دهند. اعضای آنها ناجیانی هستند که روزی و روزگاری کاره ای خواهند شد و شما حسرت خواهید خورد که چرا دست به کار نشده اید و برای خودتان تشکیلاتی راه نیانداخته اید. پس پیش به سوی تشکیلاتی نو با اهدافی منجیانه.

 

     ۱۳ آذر ۱۳۸۸

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب

 

من نامه:

 
 
«لوتي ها هم بلدند بنويسند. قلم هاشان چاقوست و ورق هاشان پوست. آيا کسي هست که امضا بخواهد؟»
 
  صاحب امضا: حامد تأمّلي
   
h.taammoli[at]gmail[dot]com
http://www.facebook.com/taammoli
h_taammoli
   
 
 

سياهه جات ماضيه:

 
  راه اندازی سایت حالنامه
تعطیلی این وبلاگ
کارگاه ورک شاپ!
محفل انس آقایانِ ابجد
اخلاق شهروندی(5)
در این مکان توبه پذیرفته می شود!
ما هفت نفر بودیم
از خط خارج شدگان
هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف
عشق دخترکان دم بخت
دردنوشته های یک مستند ساز
روغن نباتی بهداشتی
ما 15 نفر بودیم
نیازمندی ها(2)
یک عاشقانه آرام: «مترو متشکریم»
 
 

شکّر سخنان:

 
 

 ::شيرين سخنان::

 ::فرهاد سخنان::

 ::طنز نگاران::

مجيد خسروانجم
توکا نيستاني(توکاي مقدس)
وحيد نيک گو (هفت)
بزرگمهر حسين پور(بزي کارتون)
نیک آهنگ کوثر
نازنين جمشيدي
محسن ملکي

 
 

نقل و نبات:

 
 

 
 

به هم وصليم:

 
 

دلتنگيهای نقاش خيابان ۴۸ام
لُباب
از تهي سرشار
تأمّلات
تأملات‌مسلحانه‌ى‌من
ياس آرام
سنت مآب
حرف های بی ربط
دروس آموخته
بازی
من، بی‌نقاب
صين
Moussa Hashemzadeh
در اندیشه ی ...
رند بازاری
مه‌ديده
تلنگر
افيون
حرف آخر
روزنگار يك معلم
توقف، انديشه، حركت
ماه ناتمام
لحظه‌هاي كال
ول شدگان
من بي او
مه‌سان
يك روز
زندگینامه
کشتی نوح
به خدا زیادمان است
قصیده نه، غزل شاید
اندکی صبر سحر نزدیک است
دست نوشته های من
سپيدار
يادم باشد که ...
mofidnews
خاک
یادداشت های قایمکی
زمين بی درخت
معقولات
برادرانه
نوشتن و دیگر هیچ
اکونومیست
آخرین مسافر
نرگسانه
پیشی درون
حرفای یه یاغی
بیکارالدوله
نا آرام

 


 RSS 2.0