تعبیر خواب(۱)

 


بعد التحریریه: یکی از دوستان پرسید که اینهایی که نوشته ای یعنی چه!؟
بنده حقیر سرا پا تقصیر تصورم این بود که هر کسی نشریه زرد خوانده است و یا می خواند. ولی اندکی که فکر کردم فهمیدم که خوانندگان فخیم و منورالفکر و فرهیخته این وبلاگ تنها چیز زرد و لمپنی که در زندگی شان شاید خوانده باشند همین وبلاگ زرد ماست. به همین دلیل لازم دیدم بگویم که در نشریات زرد (همان هفته نامه هایی که تیترهایی مانند «هدیه تهرانی طلاق گرفت یا محمد رضا گلزار هم زن گرفت یا فیلم های مستهجن خانم ف. در آمد» و ... را چاپ می کنند) ستونی معمولا وجود دارد که خواب های ارسالی مخاطبان را تعبیر کرده و با نامشان و شهرشان چاپ می کنند. آنچه می آید در این باب است.

معصومه عطایی
پیرانشهر

خواب دیده بودید که با پنجاه میلیون تومان یک خانه 165 متری در الهیه خریده اید. باید خدمت شما بزرگوار عرض کنیم که خواب دیدی، خیر باشه. آخر اگر تمام نخبگان جامعه هم بنشینند دور هم و فکرشان را بگذارند روی هم باز به چنین رویایی دست نخواهیم یافت. این خواب شما از انرژی هسته ای هم فراتر است. توصیه می کنیم شب غذاهای سبک میل کرده و آب زیاد بخورید و قیمت مسکن را بسپارید به کارشناسها. می ترسیم اینطور که شما پیش می روید، فردا خواب گوشت کیلویی 500 تومان را هم ببینید.

تارا رسولی
ساوجبلاغ

شما گفته بودید که در خواب‌هاله نوری دیده اید که متاسفانه ما از تعبیر آن به علت حفظ منافع نشریه خودداری می کنیم. ممکن است شما در آینده شخصیت بزرگی شوید. فقط برای‌اینکه زیاد اذیت نشده و همچنین تیتر اصلی تمام خبرگزاری‌ها و نشریات نشوید از تعریف کردن خوابتان نزد  دیگران جدا خودداری فرمایید. اگر فردا شب هم خواب دیدید که سر سفره تان محصولات نفتی گذاشته اند و به جای دوغ دارید نفت می نوشید اصلا نترسید. این خواب هم از تبعات خواب قبلیتان است.


مهرنوش دال.
تهران

متاسفانه خوابی که برایمان فرستاده اید از موازین اخلاقی و عرفی تبعیت نمی کرد. بخاطر همان هم ما از تعبیرش معذوریم. فقط همین را متذکر می شویم که چند روزی از منزل خارج نشوید تا آب ها از آسیاب بیافتد.

ساناز آق بلوت
آذر شهر

گویا خواب دیده بودید که با ده دوازده نفر از مردان ایتالیایی دست داده اید. هیچ نگران نباشید که هیچ خطری شما را تهدید نمی کند. خواب شما مونتاژ بوده است. در ثانی در آن شلوغی پیش می آید دیگر. خدا را شکر کنید که فقط دست داده اید. و الا در آن شلوغی خدای ناکرده ماچ و بوس و نعوذا بالله ... . پیش می آید دیگر. شما ترجیحا خوابتان را تکذیب کنید تا خواب بعدی.

 

     ٢۳ تیر ۱۳۸٦

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب
 

عابر بانک

 


عابر بانک - بانک ملی - شعبه فدراسیون بسکتبال!

 

     ۱۸ تیر ۱۳۸٦

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب

 

من نامه:

 
 
«لوتي ها هم بلدند بنويسند. قلم هاشان چاقوست و ورق هاشان پوست. آيا کسي هست که امضا بخواهد؟»
 
  صاحب امضا: حامد تأمّلي
   
h.taammoli[at]gmail[dot]com
http://www.facebook.com/taammoli
h_taammoli
   
 
 

سياهه جات ماضيه:

 
  راه اندازی سایت حالنامه
تعطیلی این وبلاگ
کارگاه ورک شاپ!
محفل انس آقایانِ ابجد
اخلاق شهروندی(5)
در این مکان توبه پذیرفته می شود!
ما هفت نفر بودیم
از خط خارج شدگان
هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف
عشق دخترکان دم بخت
دردنوشته های یک مستند ساز
روغن نباتی بهداشتی
ما 15 نفر بودیم
نیازمندی ها(2)
یک عاشقانه آرام: «مترو متشکریم»
 
 

شکّر سخنان:

 
 

 ::شيرين سخنان::

 ::فرهاد سخنان::

 ::طنز نگاران::

مجيد خسروانجم
توکا نيستاني(توکاي مقدس)
وحيد نيک گو (هفت)
بزرگمهر حسين پور(بزي کارتون)
نیک آهنگ کوثر
نازنين جمشيدي
محسن ملکي

 
 

نقل و نبات:

 
 

 
 

به هم وصليم:

 
 

دلتنگيهای نقاش خيابان ۴۸ام
لُباب
از تهي سرشار
تأمّلات
تأملات‌مسلحانه‌ى‌من
ياس آرام
سنت مآب
حرف های بی ربط
دروس آموخته
بازی
من، بی‌نقاب
صين
Moussa Hashemzadeh
در اندیشه ی ...
رند بازاری
مه‌ديده
تلنگر
افيون
حرف آخر
روزنگار يك معلم
توقف، انديشه، حركت
ماه ناتمام
لحظه‌هاي كال
ول شدگان
من بي او
مه‌سان
يك روز
زندگینامه
کشتی نوح
به خدا زیادمان است
قصیده نه، غزل شاید
اندکی صبر سحر نزدیک است
دست نوشته های من
سپيدار
يادم باشد که ...
mofidnews
خاک
یادداشت های قایمکی
زمين بی درخت
معقولات
برادرانه
نوشتن و دیگر هیچ
اکونومیست
آخرین مسافر
نرگسانه
پیشی درون
حرفای یه یاغی
بیکارالدوله
نا آرام

 


 RSS 2.0