من نامه یا من شیطانی

 


یا حق

اسم و فامیل خودم را توی گوگل زدم و به جز چندین وبلاگ که دوستان لینک داده بودند و خورده ای لینک به درد نخور دیگر، چند لینک آمد که وقتی آنها را کنار هم چیدم، نفهمیدم بالاخره این خودم کیست و در هویتم شک کردم؟

1-اولین لینک مربوط می شود به داستان طنزی از من به نام «پریناز» که اینطور شروع می شود:

«هر وقت می گویند پریناز بدنم کهیر می زند. پاهایم در کفشهایم ذق ذق می کنند و پشتم به خارش می افتد. انگار هزاران سوزن می خواهد از پشتم بیرون بزند...»

البته لینک مورد بحث برای سایت روزنامه ابتکار است که داستان من را بدون اجازه و بصورت بی شرمانه ای تغییر داده و از آن داستان 2500 کلمه ای یک (مثلا) داستان 700 کلمه ای درآورده و نام من را هم زیرش زده که روحم هم از این کار خبر نداشته است. جالبتر اینکه به جای نام پریناز گذاشته اند: «پرویز»

«هر وقت می گویند پرویز بدنم کهیر می زند. پاهایم در کفشهایم ذق ذق می کنند و پشتم به خارش می افتد. انگار هزاران سوزن می خواهد از پشتم بیرون بزند...»

http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/Article.aspx?AID=2460#13409

2-دومین لینک به سایت ایران کارتون مربوط می شود که یکی از طنزهای من را به نام «طالع نحس» زده است. برای این مطلب بنده شخصیت خیالی به نام «جمال ارکوت» ساخته بودم که حتی برایش یک بیوگرافی مختصر هم ساختم و خود را مترجم آن اثر از زبان ترکی استانبولی به فارسی معرفی کردم. جالب اینجاست که ایران کارتون این نوشته را به عنوان «طالع نحس/اثر جمال اَرکوت از طنزپردازان و روزنامه نگاران معاصر ترکیه» با ترجمه من زده است.

http://www.irancartoon.ir/day-note/2007/05/post_58.php

3-سومین لینک مربوط می شود به توهین نشریه وزین «نقطه سر خط» به ارزش ها و شهدای دفاع مقدس و درج مطالب ضد اخلاقی که اینجانب سردبیری آن را به عهده دارم. البته این مطلب در خبرگزاری های زیادی درج شد و حتی در روزنامه همشهری هم چاپ شد که شکر خدا بخیر گذشت.

http://www.edunews.ir/index.php?view&sid=14079

http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=1598

http://www.sadranews.com/contents.aspx?id=1671

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8607290703

4-چهارمین لینک به مصاحبه من با برنانیوز بر می گردد که بی چاره ام کرد تا بتوانم یک عکس آبرومند از خودم بهشان بدهم که آن هم چنگی به دل نزد. البته این مصاحبه به خاطر سوم شدن ما در بخش نثر دومین جشنواره سراسری طنز مکتوب بوده است. جالبی ماجرا این بود که من حتی وقتی جایزه را گرفتم هم باز نمی دانستم برای کدام اثرم جایزه می گیرم و حالبتر آنکه قرار بود مصاحبه مان با برنانیوز طنز باشد که بیشتر شبیه روضه شد.

http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=112942

خلاصه با این اوصاف بنده در خودم هم شک کردم. نفهمیدم من نویسنده ام، روزنامه نگارم، مترجمم، یک متوهن به شهدا و یک آدم بی اخلاق مفسدم و یا یک انصار حزب اللهی(به استناد عکسم در برنا نیوز) و یا ....

ولی به این نتیجه رسیدم که هیچی نیستم و حتی خودم هم نیستم ولی شاید بهترین توضیح در مورد خودم لینک زیر باشد:

http://www.louh.com/authors/17/index.aspx

 

     ٢٧ بهمن ۱۳۸٦

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب

 

من نامه:

 
 
«لوتي ها هم بلدند بنويسند. قلم هاشان چاقوست و ورق هاشان پوست. آيا کسي هست که امضا بخواهد؟»
 
  صاحب امضا: حامد تأمّلي
   
h.taammoli[at]gmail[dot]com
http://www.facebook.com/taammoli
h_taammoli
   
 
 

سياهه جات ماضيه:

 
  راه اندازی سایت حالنامه
تعطیلی این وبلاگ
کارگاه ورک شاپ!
محفل انس آقایانِ ابجد
اخلاق شهروندی(5)
در این مکان توبه پذیرفته می شود!
ما هفت نفر بودیم
از خط خارج شدگان
هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف
عشق دخترکان دم بخت
دردنوشته های یک مستند ساز
روغن نباتی بهداشتی
ما 15 نفر بودیم
نیازمندی ها(2)
یک عاشقانه آرام: «مترو متشکریم»
 
 

شکّر سخنان:

 
 

 ::شيرين سخنان::

 ::فرهاد سخنان::

 ::طنز نگاران::

مجيد خسروانجم
توکا نيستاني(توکاي مقدس)
وحيد نيک گو (هفت)
بزرگمهر حسين پور(بزي کارتون)
نیک آهنگ کوثر
نازنين جمشيدي
محسن ملکي

 
 

نقل و نبات:

 
 

 
 

به هم وصليم:

 
 

دلتنگيهای نقاش خيابان ۴۸ام
لُباب
از تهي سرشار
تأمّلات
تأملات‌مسلحانه‌ى‌من
ياس آرام
سنت مآب
حرف های بی ربط
دروس آموخته
بازی
من، بی‌نقاب
صين
Moussa Hashemzadeh
در اندیشه ی ...
رند بازاری
مه‌ديده
تلنگر
افيون
حرف آخر
روزنگار يك معلم
توقف، انديشه، حركت
ماه ناتمام
لحظه‌هاي كال
ول شدگان
من بي او
مه‌سان
يك روز
زندگینامه
کشتی نوح
به خدا زیادمان است
قصیده نه، غزل شاید
اندکی صبر سحر نزدیک است
دست نوشته های من
سپيدار
يادم باشد که ...
mofidnews
خاک
یادداشت های قایمکی
زمين بی درخت
معقولات
برادرانه
نوشتن و دیگر هیچ
اکونومیست
آخرین مسافر
نرگسانه
پیشی درون
حرفای یه یاغی
بیکارالدوله
نا آرام

 


 RSS 2.0