هیأتی شدن در 24 ساعت

 


یا
چگونه در 24 ساعت فیض معنوی ببریم؟


هیأت ها دو دسته اند: هیأت های عادی و هیأت های معروف که مداحان خاصی در آنها می خوانند و مداحی می کنند. در اینجا ما می خواهیم نحوه شرکت در هیئات معروف را که معمولا ازدیاد جمعیت در آنها زیاد است را به شما آموزش دهیم. نکاتی که در ذیل خواهد آمد بنابر هیأت های متفاوت شاید کمی تغییر کند ولی در کل می توان برای هر هیأت شلوغی تعمیم داد.
قبل از رفتن به هر هیأتی باید مشخصات آن هیأت را به گونه ای بدست آورید. ترجیحا لیستی از هیئات معروف سطح شهر تهیه کنید که مکان، زمان، سخنران، مداح و اینکه غذا می دهند یا نه؟ مشخص باشد. حال شما هیأتی را انتخاب کنید که نزدیکتر به منزلتان باشد، تا می تواند در ساعات انتهایی شب باشد، سخنرانش 5 دقیقه بیشتر صحبت نکند، مداحش خوش صدا و بنام باشد و در انتها حتما شام بدهند.

فاز اول:(قبل از سخنرانی)
سعی کنید حدالامکان نیم ساعت زودتر از زمان اعلام شده در هیأت حاضر شوید.
اگر نتوانستید حتما یکی از دوستان را شیر کنید که زودتر رفته و برای شما هم جا بگیرد.
وقتی زودتر رسیدید تا می توانید گل و گشاد بنشینید. پاهایتان را دراز کنید و تقریبا به اندازه چهار نفر جا بگیرید و هر چه در دست دارید را دور و ور خودتان بریزید اعم از کاپشن، چفیه، دستار و ... . اگر قرار به آمدن دوستان بود که برایشان جا گرفته اید ولی حتی اگر تنها هم هستید این کار را بکنید و در حین سخنرانی به کسانی که تازه آمده اند جا بدهید تا به جانتان دعا کنند.
ممکن است دیر رسیده باشید و کسی برای شما جا نگرفته باشد. هیچ نگران نباشید. یک قانون کلی در مورد جا در هیأت وجود دارد که می گوید:«جا در هیأت یک امر پویا ست.» یعنی اگر جایی را پیدا کردید که فقط یک پسر یکساله می توانست آنجا بشیند، آنجا ده نفر آدم بیست ساله هم میتواند بنشینید. به مرور زمان همه آنجا جا می شوند.
با پیروی از قانون فوق، وقتی وارد هیأت شدید پایتان را روی سر و کول مردم گذاشته خودتان را پای منبر رسانده و همانجا ها قانون را اجرا کنید.
از اینکه روی دست یا پا یا حتی سر کسی بنشینید نهراسید، هیأت است دیگر.

فاز دوم:(هنگام سخنرانی)
حال شما مستقر شده اید و سخنرانی بالای منبر است. یک قانون کلی دیگر می گوید:«سخنران برای شما صحبت نمی کند بلکه روی صحبتش با بقیه است.»
قانون فوق این امکان را به شما می دهد که در مورد تمامی مسائلی که تا حال نتوانسته اید در موردشان با رفیقتان صحبت کنید الآن آنها را مطرح کنید.
چون کنکور ارشد نیز نزدیک است، عده ای از این فرصت استفاده کرده و می توانند تست کنکور بزنند.

فاز سوم:(عزاداری و سینه زنی)
در این فاز خودتان را تمام و کمال در اختیار مداح و میاندارها قرار دهید.
عربده کشیدن، بلند بلند گریه کردن به فیض مجلس می افزاید. صدای خودتان را آزاد کنید.
قبل از اینکه کوچه باز کنند. خودتان مشغول شده و کوچه ها را مدیریت کنید تا خود وسط بایستید.
از لخت شدن نترسید. همه مردند.
در هنگام سینه زنی به گونه ای دستتان را حرکت دهید که قبل از زدن به سینه تان یکی هم به سر بغل دستیتان بخورد. ثواب دارد. او را هم در غمتان شریک کرده اید.

فاز چهارم:(شام)
این مرحله نتیجه زحمات دو ساعته شما است. اگر در این مرحله موفق بودید که فیض مجلس را قطعا برده اید و الا بهتر است به هیأت دیگری مراجعه کنید.
در این هنگام دو حالت وجود دارد: یا غذا را در ظرفهای یکبار مصرف می دهند یا در سینی. حالت اول تک نفره است و حالت دوم معمولا سه تا پنج نفره.
اگر در ظرفهای یکبار مصرف دادند. مدام جای خود را در هیأت عوض کرده و دوباره غذا بگیرید. هم مفت است و هم تبرک دارد. اگر ناهار و شام یک هفته تان را جمع نکردید ول معطلید.
اگر در سینی غذا می دادند به نکات زیر توجه کنید:
1- با دوستان خود هم غذا نشوید. عمرا بگذارند به شما چیزی برسد.
2- سعی کنید با کسانی هم غذا شوید که متانت و وقار از سر و رویشان ببارد و نور بالا بزنند. معمولا اینها در خوردن حیا به خرج می دهند و به مال دنیا چشم داشتی ندارند. خدا را چه دیدید، شاید سهم خودشان را هم به شما دادند.
3- دنبال یک روحانی بگردید و با او هم غذا شوید. سه حسن دارد. یکی که تقریبا با مورد بالا اشتراک دارد و دیگری اینکه معمولا کسانی وجود دارند که در این هنگام از وی شرعیات بپرسند. این بهترین موقع برای چپاول سهم غذای اوست. اگر هم کسی نبود که سوال بپرسد از دوستان بخواهید که حق رفاقت را ادا کنند. حسن سوم آن است که به بهانه حاج آقا می توانید دوباره غذا بگیرید.

حال شما بیشترین بهره را از یک هیأت برده اید چه از لحاظ معنوی و چه از لحاظ مادی. در این هنگام از شما می خواهیم که به یاد ما نیز باشید و التماس دعای اساسی داریم از شما.

این مطلب را توهین به مقدسات تلقی نکنید لطفا. ما عدد این حرف ها نیستیم.
تا پایان محرم در این مکان طنزی نوشته نخواهد شد.
واقعا التماس دعا

 

     ۱۸ دی ۱۳۸٦

پيام هاي ديگران ()

لينک مطلب

 

من نامه:

 
 
«لوتي ها هم بلدند بنويسند. قلم هاشان چاقوست و ورق هاشان پوست. آيا کسي هست که امضا بخواهد؟»
 
  صاحب امضا: حامد تأمّلي
   
h.taammoli[at]gmail[dot]com
http://www.facebook.com/taammoli
h_taammoli
   
 
 

سياهه جات ماضيه:

 
  راه اندازی سایت حالنامه
تعطیلی این وبلاگ
کارگاه ورک شاپ!
محفل انس آقایانِ ابجد
اخلاق شهروندی(5)
در این مکان توبه پذیرفته می شود!
ما هفت نفر بودیم
از خط خارج شدگان
هفت تشکل از هزار و یک تشکل معروف
عشق دخترکان دم بخت
دردنوشته های یک مستند ساز
روغن نباتی بهداشتی
ما 15 نفر بودیم
نیازمندی ها(2)
یک عاشقانه آرام: «مترو متشکریم»
 
 

شکّر سخنان:

 
 

 ::شيرين سخنان::

 ::فرهاد سخنان::

 ::طنز نگاران::

مجيد خسروانجم
توکا نيستاني(توکاي مقدس)
وحيد نيک گو (هفت)
بزرگمهر حسين پور(بزي کارتون)
نیک آهنگ کوثر
نازنين جمشيدي
محسن ملکي

 
 

نقل و نبات:

 
 

 
 

به هم وصليم:

 
 

دلتنگيهای نقاش خيابان ۴۸ام
لُباب
از تهي سرشار
تأمّلات
تأملات‌مسلحانه‌ى‌من
ياس آرام
سنت مآب
حرف های بی ربط
دروس آموخته
بازی
من، بی‌نقاب
صين
Moussa Hashemzadeh
در اندیشه ی ...
رند بازاری
مه‌ديده
تلنگر
افيون
حرف آخر
روزنگار يك معلم
توقف، انديشه، حركت
ماه ناتمام
لحظه‌هاي كال
ول شدگان
من بي او
مه‌سان
يك روز
زندگینامه
کشتی نوح
به خدا زیادمان است
قصیده نه، غزل شاید
اندکی صبر سحر نزدیک است
دست نوشته های من
سپيدار
يادم باشد که ...
mofidnews
خاک
یادداشت های قایمکی
زمين بی درخت
معقولات
برادرانه
نوشتن و دیگر هیچ
اکونومیست
آخرین مسافر
نرگسانه
پیشی درون
حرفای یه یاغی
بیکارالدوله
نا آرام

 


 RSS 2.0